تناجی
سلطان باهو

شمارهٔ ۴۴

به هر حالی جمال الله جویمبه هر قالی جمال الله جویم
به جز رویش نبینم هیچ چیزیز شوق جان جمال الله جویم
ز پیش و پس، خبر هرگز ندارمز این و آن جمال الله جویم
به مستی یار یاران گرچه مستمبه مستی هم جمال الله جویم
طریق عشق مارا نیست دیگربه هر ذره جمال الله جویم
فدا شد جسم و جان در ذات یاهُوبه هستی هم، جمال الله جویم