تناجی
سلطان باهو

شمارهٔ ۴۷

قلب مومن مراة الرحمن یقینجز جمالش را مبین در وی یقین
ما سوایش جمله، از خود دور کنتا جمالش را به بینی بالیقین
گر به بینی غیر حق ناچیز دانزنگ زده آئینه مانده بالیقین
زنگ از دل دور کن صیقل بزنلایزل لاصیقل آمد بالیقین
ذکر هُو را دم به دم باهُو بسازتا ببینی نور آن اندر یقین
باجمال حق جمال الله بینیار بین، حق بین مبین جز بالیقین