تناجی
ابن یمین فریومدی

شمارهٔ ١١٣ - ایضاً عرض اخلاص و مدح امیر ابونصر بن علی

ای پیک پی خجسته نسیم سپیده دموی چون مسیح و خضر مبارک دم و قدم
از راه لطف عرضه کن اخلاص بنده وارجائی که همچو کعبه منیع است و محترم
یعنی جناب آنکه فلک بهر بندگیقامت زداست بر در او حلقه وار خم
فهرست کارنامه شاهان روزگارآن مقصد طوایف و آن مرجع امم
سلطان نشان امیر ابو نصر بن علیآن مظهر فتوت و آن مظهر کرم
گر طبع راد او نکند رزق را ضمانکی تار و پود معده شود متصل بهم
از خشگسال مکرمت و قحط مردمیبا فتح باب همت او خلق را چه غم
بر منظر وجود ز شوق لقای اوآیند ساکنان سرا پرده عدم
بر مار ارقم ار وزد از لطف او نسیمگردد چو نوش در دهنش قطره های سم
ور بگذرد بر آب یم از قهر او سمومخیزد چو موج شعله آتش ز آب یم
باشد میان لشکر منصور خویشتنچون شاه اختران که ز انجم کند حشم
بهر شکوه موکب میمون او بودرمح شهاب و طره شب پرچم و علم
یک ترکتاز خنجر هندوی او کندملک عرب مسخر فرمانش چون عجم
ای صفدری که رزمگهت روز کارزاراز خون دشمنان تو چندان کشیدنم
از خاکش ار دمد گیهی تا بروز حشرجز بیخ و شاخ او نبود روین و تنم
در وقت آنکه زد قلم حکم کردگاربر لوح کاینات به بیش و کم رقم
فرمان چنان شدست که از کل کایناتذات تو بیش باشد و از روزگار کم
تا شمه ئی ز خاک کف پات ار وزدبر نرگس و بنفشه نسیم سپیده دم
از روی خاصیت چو مسیحا بیکنفساز چشم او عمی برد از گوش او صمم
ابن یمین اگر چه که از بوته هواندور از تو بد گداخته از آتش ستم
با اینهمه گداز نشد زایل از دلشیک لحظه مهر مهر تو چون سکه از درم
تا در زمانه وقت کتابت دبیر راسرچشمه دوات بود مورد قلم
بدخواه تو چو قلم باد و چون دواتتا سینه سر شکافته پر تیر نی شکم