شمارهٔ ۵۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با استفاده از تصاویری زیبا از طبیعت و عشق، احساسات خود را بیان میکند. او به حال مستی خود اشاره میکند و میگوید که هیچ امیدی به هوشیاری ندارد. شاعر از زیباییها و جذابیت معشوق خود صحبت میکند و میگوید که دلش تحت تأثیر زلفهای او قرار گرفته و احساس دیوانگی میکند. همچنین، او از تیر غمزه معشوق که مثل بلا بر دلش اثر میگذارد، سخن میگوید. در نهایت، شاعر به عشق و زیباییهایی که معشوقش به او میبخشد تأکید میکند.
سبزه و آب روان باده گلگون بدستسرو قدی میگسار خوشتر ازین عیش هست
هوش مصنوعی: سبزه و آب زلال و می گلگون در دستان سرو قد بلندی در حال نوشیدن، از این شادی و خوشیها لذت بیشتری وجود دارد.
مستم و امید نیست ز آنکه شوم هوشیارهوش نیاید بلی مست صبوح الست
هوش مصنوعی: من در حالت مستی قرار دارم و نگران این نیستم که روزی به هوشیاری برگردم. زیرا در این وضعیت، به هوش نخواهم آمد، بله، من مست شراب هستم.
همچو رخت اختری دیده گردون ندیدگر چه بگرد سرت گشت ز بالا و پست
هوش مصنوعی: چشمهای آسمان مانند لباس ستارهای که به دور تو میچرخد، چیزی را نمیبیند؛ اگرچه در گردش خود از بالا به پایین و بالعکس میرود.
مهر دلت برده بس رونق خوبی ماهکیست بغیر از خلیل کوبت آذر شکست
هوش مصنوعی: عشق تو باعث شده که همهٔ زیباییها و شکوهها تحت تأثیر قرار بگیرند. هیچ کس به جز خلیل، که در آتش آزمایشهاست، نمیتواند این زیبایی را بشناسد.
خیز دل عاشقم مصلحتی را بجویبت چکند حسن خویش گر نبود بت پرست
هوش مصنوعی: بیدار شو ای دل عاشق، به دنبال نیکی و مصلحت برو. اگر این معشوق زیبا نبود، خوی و جمالش باعث نمیشد که به پرستشش بپردازیم.
دل بخم زلف او دست زد و خویش رابا همه دیوانگی بر تو بزنجیر بست
هوش مصنوعی: دل من تحت تأثیر زلف او قرار گرفت و با تمام جنون و دیوانگیاش، خود را به تو وابسته کرد.
غمزه سر مست تو تیر بلا در کمانبر دل ابن یمین باز گشادست شست
هوش مصنوعی: نگاه فریبنده و جذاب تو مانند تیر زهرآلودی به سمت قلب ابن یمین پرتاب شده است.