شمارهٔ ۶۱
هوش مصنوعی: شعر به احساسات عمیق شاعر درباره عشق و شوق میپردازد. شاعر از ساقی و میگوید که حتی اگر می بازمانده باشد، هنوز دلتنگی او وجود دارد. او به خادم مسجد اشاره میکند که با دیدن شمعی در دستانش از شوق به یاد ساقی و میافتد. شاعر به عمق معنای عشق و جنبههای باطنی آن تأکید میکند و به زیباییهای معشوق اشاره دارد. در نهایت، او از غم و دلتنگی ناشی از عشق صحبت میکند و به تاثیر عشق بر زندگیاش اشاره دارد.
ساقی قدحی در ده گر هیچ می ات باقیستکز سوختگی جانم در غایت مشتاقیست
هوش مصنوعی: ای ساقی، اگر هنوز کمی شراب در جام داری، به من بده، زیرا من از شدت عشق و شوقی که به تو دارم، در آتش جانم سوختهام.
گر خادم مسجد را قندیل بکف بینماز شوق دلم گوید کاین ساغر و آن ساقیست
هوش مصنوعی: اگر خادم مسجد را با فانوس ببینم، دل من از شوق میگوید که این همان ساغر و آن ساقی است.
معنی طلب از باطن بگذر زره ظاهرکاراستن صورت سالوسی و زراقیست
هوش مصنوعی: برای دستیابی به حقیقت و درک عمیقتر، باید از ظواهر و جلوههای بیرونی بگذریم؛ زیرا فقط به ظاهر نگاه کردن، ما را به فریب و ظاهرگرایی میکشاند.
شنگرف لب لعلت زنگار خط سبزتاز صمغ سرشک من در غایت براقیست
هوش مصنوعی: رنگ سرخ لبهای تو مانند شنگرف درخشان است و لکه سبز روی آن ناشی از صمغ اشکهای من، بسیار درخشان و زیبا به نظر میرسد.
مستوفی عشق تو در دفتر خرج منجز صبر نمیراند مجموع غمت باقیست
هوش مصنوعی: عشق تو تمامی زندگیام را به ثبت رسانده، و تنها چیزی که در این دفتر بقا دارد صبر من است؛ درد و غمت همچنان باقی است.
گر ابن یمین بوسی از لعل تو بربایدمعذور همیدارش کان از ره ذواقیست
هوش مصنوعی: اگر ابن یمین لب هایش را به لعل تو بوسهای دهد، میتوان او را در این کار عذرآور دانست، زیرا این کار از راه عشق و زیبایی است.