شمارهٔ ۱۰۱
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و خوشبویی معشوق است. شاعر به بوی خوشی که از زلف معشوقش ناشی میشود اشاره میکند و آن را خوشتر از بوی مشک ختن میداند. او قامت معشوق را به سروی تشبیه میکند که بوی گل و یاسمن میدهد. همچنین، لبهای شیرین او را توصیف کرده و میگوید که یاد آنها برایش خوشی به ارمغان میآورد. شاعر به نرمی و زیبایی معشوق اشاره میکند که مانند نرگس یا شمشاد است. در ادامه، وی از درد و اندوه دلش میگوید و بیان میکند که یاد معشوقش مانند بادی است که آرامش میآورد. در پایان، شاعر به خیال معشوقش اشاره میکند که مانند یوسف مصری به دلش میآید و آرامشاش را بیشتر میکند.
بوئی که ز چین سر زلفت بمن آیدخوشتر ز دم نافه مشک ختن آید
هوش مصنوعی: عطر و بویی که از چینهای موی تو به من میرسد، برایم دلنشینتر از عطر مشک ختن است.
جز قامت رعنای تو بالا ننمایدسروی که ازو بوی گل و یاسمن آید
هوش مصنوعی: تنها قد خوشفرم و زیبای توست که میتواند درخشندگی و زیبایی خود را نشان دهد، مانند درخت سرو که فقط از تو بوی گل و یاسمن میوزد.
میگون لب شیرین تو چون در نظرآرمدر دیده غمدیده عقیق یمن آید
هوش مصنوعی: وقتی لبهای شیرین تو را در ذهنم مجسم میکنم، در چشمان غمگینم گویی عقیق یمن را میبینم.
با کوثر اگر وصف لب لعل تو گویمآبش ز خوشی سخنم در دهن آید
هوش مصنوعی: اگر بخواهم زیبایی لبهای تو را با کوثر (بهشتی) توصیف کنم، خوشحالی من آنقدر زیاد است که مثل آب در دهانم میآید.
در تاب و سرافکنده بود سرو چو نرگسگر قد چو شمشاد تو سوی چمن آید
هوش مصنوعی: سرو در حال ناز و غمگینی بهنظر میرسد، شبیه نرگسی که گلدانی است. اگر قامت تو مانند شمشاد باشد، به سوی باغ میآیی.
آمد بلب از چاه زنخدان تو جانمگر در کفش از زلف تو مشکین رسن آید
هوش مصنوعی: بلبل از چاه زنخدان تو به آواز درآمده است، جانم، اگر زلف تو مثل ریسمانی مشکین در دستانم باشد.
بر آتش اندوه دلم آب فشاندبادی که ز خاک سر کویت بمن آید
هوش مصنوعی: نسیم ملایمی که از سمت خاک کوی تو میوزد، بر آتش دل غمگین من آب میریزد.
آمد بدل ابن یمین دوش خیالتچون یوسف مصری که به بیت الحزن آید
هوش مصنوعی: در خواب یا خیال، تصویر تو به من نمایان شد، مانند یوسف مصری که به خانهی غم و اندوهش وارد میشود.