شمارهٔ ۱۶۶
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حال وخیم شاعر است که از شدت غم و اندوه به خاطر معشوقش رنج میبرد. او از معشوق میخواهد که حال زار او را نگاهی کند و در غم و شادیاش شریک شود. شاعر به زیباییهای معشوق و تاثیر آن بر زندگی و احساساتش اشاره میکند و میگوید که تمام بار دلش به خاطر غم اوست. در نهایت، او ضمن اشاره به هویتش، از بیکفایتی در درمان دردهایش سخن میگوید و از معشوق میخواهد که به حال او بنگرد و ببیند چگونه عشقش بر او تأثیر گذاشته است.
صنما حال زار من بنگربا غمت کارزار من بنگر
هوش مصنوعی: عشق تو را با حال خرابم ببین و سختیهایی که بر دل من گذشته را تماشا کن.
در غم لعل گوهر افشانتجزع یاقوتبار من بنگر
هوش مصنوعی: اینگونه بگویم که در غم زیبایی و محبوبیت تو، به رنگ یاقوت سرخ من توجه کن.
برگ من در غم تو بار دلستبرگ من بین و بار من بنگر
هوش مصنوعی: برگ من نشاندهندهی غم و اندوهی است که در دل دارم. به برگ من نگاه کن و بار سنگینی که بر دوش دارم را ببین.
در هوای گلت چو بلبل مستناله زیر و زار من بنگر
هوش مصنوعی: در فضای گل تو، من مانند بلبل سرمست، آه و نالههای دلbroken خود را به تو نشان میدهم.
اختیار من از جهان رخ تستخوبی اختیار من بنگر
هوش مصنوعی: من در این دنیا فقط به زیبایی چهرهات توجه دارم، همچنین به تو اعتماد دارم که اختیارت را به من بدهی.
لاله زارست رویم از چشممنزهت لاله زار من بنگر
هوش مصنوعی: گلزار زیبایی در مقابل چشمانم است، نگاهی به آن بینداز.
منم ابن یمین و کار چنینچیست تدبیر کار من بنگر
هوش مصنوعی: من ابن یمین هستم و حالا بگو ببینم که تدبیر کار من چه شکلی است؟