شمارهٔ ۱۶۷
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی شوق و انتظار عاشقانه است. در آغاز، باد صبا خبر میآورد که معشوق، با زیبایی خارقالعادهاش، از سفر برگشته است. پس از شنیدن این خبر، دل شاعر که از غم معشوقش مرده بود، دوباره زنده میشود. دلدادگی او و حسن معشوقش در این جهان به وضوح نمایان است و شاعر به محدودیتهایی که در ابراز عشقش دارد اشاره میکند. او از عشقش به معشوقش به اندازهای رنج میبرد که در دامن آتش احساساتش میسوزد، و در این حال، نمیتواند خط زیبای معشوقش را فراموش کند. این احساسات عمیق نشاندهندهی یک عشق پرشور و دردناک است.
صبحدم باد صبا آمد و آورد خبرکه بصد ناز رسد آن مه تابان ز سفر
هوش مصنوعی: صبح زود نسیم ملایمی وزید و خبر آورد که ماه زیبای ما به آرامی از سفر بازمیگردد.
چون صبا مژده رسانید که دلدار رسیدمرده بودم ز غمش زنده شدم بار دگر
هوش مصنوعی: وقتی نسیم خوش خبر داد که محبوبم رسید، از شدت غم او مرده بودم و حالا دوباره زنده شدم.
در جهان عشق من و حسن بتم پیدا شدهیچ پیدا نبود بر دل اصحاب نظر
هوش مصنوعی: در دنیای عشق من و زیبایی بتم، همه چیز روشن و آشکار شد؛ در حالی که پیش از آن، برای چشمان اهل دل هیچ چیز مشخص نبود.
بر میانش کمر از ساعد من میبایدای دریغا چو کمر دسترسم نیست بزر
هوش مصنوعی: بر روی کمر او باید که از بازوهای من باشد، وای بر من که دسترسی به کمرش ندارم.
گر بتیرم بزند ترک کمان ابروی منچاره ئی نیست جز اینم که کنم سینه سپر
هوش مصنوعی: اگر تیر کمان ابروی من به من آسیب بزند، چارهای جز این ندارم که سینهام را سپر کنم.
گر تب عشق مرا دوست فسون می نکندخط چون شهپر طوطی چه کند گردشگر
هوش مصنوعی: اگر عشق مرا به تب میاندازد، این دوستی فریبنده هم نمیتواند کمکی کند. در این حالت، همانطور که طوطی با پرهایش نمیتواند در چرخش دنیا تأثیری داشته باشد، من نیز تحت تأثیر آن عشق نخواهم بود.
مردم از آتش سودای خط مشکینشمی رود ابن یمین را چو قلم دود بسر
هوش مصنوعی: مردم به خاطر عشق به خط زیبای او دچار آتش احساس میشوند، و ابن یمین نیز مانند دودی که از قلم بلند میشود، در این حالت قرار دارد.