شمارهٔ ۲۶۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق عمیق به زیبایی و محبوبی است که شاعر او را با فرهاد و داستانهای عاشقانه دیگر مقایسه میکند. شاعر از جدایی و درد دل ناشی از عشق میگوید و به زیباییهای معشوق، مانند ابرو و زلف او، اشاره میکند. او از شوق و سوز دلش در جستجوی محبوب حرف میزند و تأکید میکند که هیچ چیز نمیتواند مانع عشق واقعی شود. در نهایت، شاعر بیان میکند که کسی که به محبوب دسترسی دارد، نیازی به رفتن به صحرا برای تماشا ندارد، زیرا او در کنار خود دارد.
شیرین بتم ایخسرو خوبان زمانهدر عشق تو گشتیم چو فرهاد فسانه
هوش مصنوعی: ای شیرین روی من، ای پادشاه زیبا، در عشق تو مانند فرهاد که برای شیرین تلاش کرد، کوشش نمودیم.
تا غمزه مست تو کمان ساخت ز ابروشد تیر بلا را دل عشاق نشانه
هوش مصنوعی: چشمان فریبندهات مانند کمانی از ابرو تیر بلا را به سوی دل عاشقان نشانه گرفته است.
سوز دل من شعله زد از اشک دمادمکس دید که آتش زند از آب زبانه
هوش مصنوعی: دل من با اشکهایی که مدام میریزد، شعلهور شده است و هیچکس نمیبیند که چگونه آتش از آب زبانه میکشد.
ای بس که دلم در طلب چشمه نوشتدر بادیه فکر فرو برد گمانه
هوش مصنوعی: دل من بارها در جستجوی جدیدی گام برداشته و در دل بیابان، به فکر فرو رفته و در خیال خود تصویرهایی را ساخته است.
در دام بلا دانه خال توام افکندای بس که فتد مرغ بدام از پی دانه
هوش مصنوعی: در دام مشکلات، من به خاطر زیبایی و جذابیت تو گرفتار شدم. مانند مرغی که به خاطر دانه، به دام میافتد.
زان بر جگرم آب نماندست که چشمماز گوهر شهوار بپرداخت خزانه
هوش مصنوعی: به خاطر محبت و زیبایی تو، دیگر قلبم تاب تحمل ندارد و اشکم به خاطر این زیبایی گرانبها همچون گنجی از چشمانم میریزد.
فرقی که میان سر زلف تو و مشکستفرقیست که مشاطه کند راست بشانه
هوش مصنوعی: تفاوتی که بین موهای تو و مشک وجود دارد، شبیه به تفاوتی است که آرایشگر با دقت و مهارت در حین شانه کردن به وجود میآورد.
با عارض گلگون و قد راست چو سروتاز سرو و ز گل ابن یمین کرد کرانه
هوش مصنوعی: با صورت زیبا و قامت راست مانند درخت سرو، تو برای خودت مرز و محدودهای از زیبایی و لطافت ایجاد کردهای.
هرگز نرود بهر تماشا سوی صحراآن کس که تماشاگه او هست به خانه
هوش مصنوعی: هیچکس به خاطر تماشای زیباییهای طبیعت به صحرا نمیرود، اگر آنچه را که باید ببیند، در خانهاش دارد.