شمارهٔ ۲۸۳
هوش مصنوعی: این شعر با بیان عشق و longing (آرزو) به محبوب آغاز میشود. شاعر خود را به یک بلبلی در گلشن امید تو تشبیه میکند که به خاطر عشقش به زیبایی معشوق ناله میکند. او زیبایی معشوق را بینظیر میداند و میگوید که هیچ گلی به زیبایی او نمیرسد. همچنین به دوری و تسلسل اشاره میکند و میگوید که با وجود اینکه دوری ممکن است به نظر عجیب بیاید، اما فاصله بین او و محبوبش برایش خوشایند است. شاعر از درد و رنجهای ناشی از عشق مینالد و به تحمل سختیها اشاره میکند. در نهایت، احساساتش را درباره زیبایی معشوق و تاثیر آن بر دلش بیان میکند.
ای داده دل بمهر تو تا بر تو نوگلیدر گلشن امید تو نالان چو بلبلی
هوش مصنوعی: ای دل من که در عشق تو مسرور هستی، مانند بلبل به خاطر زیبایی تو در باغ امید به گل نشستهام و غمگین و نالان میزرم.
جز عارضت که از همه خوبان سر آمدستهرگز شکفت بر سر سرو سهی گلی
هوش مصنوعی: جز زیبایی تو که از همه زیباییها برتر است، هرگز گل زیبایی بر درخت سرو بلند نروییده است.
دور و تسلسل ار چه محالست نزد عقلدوری خوشست خطت و زلفت تسلسلی
هوش مصنوعی: اگرچه به نظر عقلانی میآید که دور و تکرار ممکن نیست، اما برای من زیبایی خط و تار زلفت همچون یک دورِ دلپذیر و شاهکار است.
باز اشک و چهره سیم و زری میدهد عجبهستم بفر دولت او با تجملی
هوش مصنوعی: باز دوباره اشک و چهرهای زیبا و آراسته را میبیند. این موضوع برای من شگفتآور است که چطور دولت او با این همه زیبایی و تجمل همراه است.
جور از تو میکشیم و تحمل همیکنیماز دست عاشقان چه بر آید تحملی
هوش مصنوعی: ما از رفتار نادرست تو رنج میبریم و به خاطر عشقمان این درد را تحمل میکنیم. چه انتظاری میتوان از عاشقان داشت که سختیها را تحمل کنند؟
از ترکتاز چشم تو پیوسته میرسدبر دل ز تاب هندوی زلفت تطاولی
هوش مصنوعی: نزدیک به دل من همیشه از چشم تو نشانههایی میرسد که نشاندهندهٔ زیبایی و جذابیت زلفهای توست.
سیلاب چشم ابن یمین در هوای توافکند در بلای صبوری تزلزلی
هوش مصنوعی: اشکهای ابن یمین به خاطر عشق تو در دلش طوفانی از احساسات ایجاد کرده و او را در مقابل سختیها و صبوری دچار تزلزل کرده است.