شمارهٔ ٣٢
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده با شخصی صحبت میکند که درباره زیبایی و تابش خورشید صحبت میکند و از او میپرسد چرا در خواب و مستی به سر میبرد. گوینده به دوستش میگوید که چرا او باید نگران ماجراهای بین آنها باشد و همچنین اشاره میکند که حتی بدون وجود آنها، زیباییهای طبیعی مانند غزالان در مرغزار وجود دارد. این شعر به نوعی به ارتباط بین انسان و زیباییهای طبیعت و همچنین تاثیر عشق و دوستی اشاره دارد.
یکی گفت با من که خورشید تافتترا سر پر از خواب مستی چرا ؟
هوش مصنوعی: کسی به من گفت که چرا مانند خورشید که میتابد، سر تو پر از خواب و مستی است؟
بدو گفتم ای مهربان یار منترا چیست با من در این ماجرا ؟
هوش مصنوعی: به او گفتم، ای دوست مهربان، چه چیزی تو را در این ماجرا با من درگیر کرده است؟
بسی بی من و تو درین مرغزارغزاله کند چون غزالان چرا
هوش مصنوعی: در این مرتع پر از شگفتی و زیبایی، بسیاری از موجودات به آرامی در حال چرا هستند، که همچون غزالان به زیبایی و خوشحالی میچرخند.