شمارهٔ ٣٣
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف وضعیت روحی و معنوی یک جوان بختی میپردازد که در کائنات به جستجوی حقیقت و پیشرفت روحی است. شاعر به مقایسه این جوان با شخصیتهای بزرگ تاریخی مانند موسی و محمد میپردازد که در مقام رهبری و بندگی قرار دارند. او همچنین از تاریکیهای نوجوانی و جوانی خود صحبت میکند که اکنون با نور ایمان و هنر روشن شده است. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که در وجود خود هیچ عیبی نمیبیند جز آنچه که هنر در نزد معشوقهاش به شمار میآید.
ای جوانبختی که در خلوتسرای کایناترأی پیرت میگشاید پرده از ابکار غیب
هوش مصنوعی: ای جوان خوشبخت، تو که در مکان رازآلود جهان، نظر و رهنمود پیر و باتجربهات پرده از پدیدههای پنهان برمیدارد.
در جهان عدلت چو موسی تا ید بیضا نمودگوسفند از گرگ بیند مهربانی شعیب
هوش مصنوعی: در دنیای عدالت، مانند موسی که معجزهی تبدیل عصا به ید بیضا را انجام داد، وقتی گوسفند را از چنگ گرگ نجات میدهد، مهربانی شعیب را مشاهده میکند.
تا نشستی چون محمد بر سریر سروریمن بپا استاده ام در بندگی همچون صهیب
هوش مصنوعی: زمانی که تو بر تخت سلطنت نشستهای، من همچنان در مقام خدمت و بندگی ایستادهام، مانند صهیب که همیشه آماده خدمت است.
در جنابت ظلمت از روز شبابم محو گشتزین خوشم چون تیره شب روشن شد از انوار شیب
هوش مصنوعی: در دوران جوانی، تمام زیباییها و روشناییهایم از بین رفت، اما اکنون با رسیدن به سنین بالاتر، مانند شب تاریک که به وسیله نورهایی روشن میشود، از تجربههای زندگی و دانشی که به دست آوردهام، خوشحالم.
پیش ازین با من عنایت بیش ازین بودی ترالیس فیما یدعیه العبد یا مولای ریب
هوش مصنوعی: پیش از این تو به من توجه بیشتری داشتی، اما حالا در این دعاهایی که من میکنم، انگار کمتر به من اهمیت میدهی، ای مولای من.
پای در دامن کشیدم مدتی چون خار پشتوز تفکر سر فرو بردم کشفآسا به جیب
هوش مصنوعی: مدت زمانی را در سکوت و تنهایی به فکر فرو رفتم و به خودم مشغول شدم. در این حال احساس کردم که به عمق وجود خود نفوذ کردهام و چیزهایی را درون خود کشف کردهام.
موجب حرمان ندیدم در وجود خویشتنهیچ چیز الا هنر کان هست نزدیک تو عیب
هوش مصنوعی: در وجود خودم هیچ چیزی جز هنر را سبب رنج و اندوه نمیبینم، و این هنر نیز نزد تو عیب محسوب میشود.