شمارهٔ ۶٩
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش قدرت و جایگاه والای یک شخصیت میپردازد. شاعر اشاره میکند که این شخص در راه مردانگی و انسانیت است و کسی مانند رستم یا حاتم نمیتواند با او مقایسه شود. حتی اگر زخمهای جنگ باعث خستگی او شوند، هیچ بهانهای نمیتواند کاسته از ارزش او باشد. شاعر همچنین میگوید که دست او به مانند ابر بارانزا و تیغش همچون برق است و هیچکس نمیتواند از قدرت او فرار کند.
ای سروریکه در ره مردی و مردمیرستم ترا مقابل و حاتم نظیر نیست
هوش مصنوعی: ای عزیز و بزرگوار که در راه مردانگی و انسانیت قرار داری، کسی مانند تو را در مقابل و حاتم نمیتوان یافت.
گر زخم تیغ دست ترا خستگی رساندبشنو که هیچ عذر جز این دلپذیر نیست
هوش مصنوعی: اگر زخم شمشیر تو باعث خستگیام شود، بدان که هیچ بهانهای جز این احساس دلپذیر وجود ندارد.
دست گهر فشان تو ابرست و تیغ برقهر جا که ابر خاست ز برقی گزیر نیست
هوش مصنوعی: دست تو مانند ابر گنجینهای از جواهرات را میباراند و هر جا که این ابر ظاهر شود، هیچکس نمیتواند از درخشش برق آن در امان باشد.