شمارهٔ ٧۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ارادت و عشق خود به شاه سخن میگوید. او احرام بسته و قصد زیارت درگاه او را دارد، چرا که این درگاه را قبله خود میداند. شاعر اظهار میکند که خاک آن درگاه را گرانبها میداند و شراب تربیت او را مایه شادی دل غمدیدهاش میداند. اما در نهایت، دربان مانعی بر سر راه او میگذارد که این را نیز نتیجه تقدیر و سرنوشت میداند.
احرام بستم از پی عالیجناب شاهکز کائنات قبله بگزیده منست
هوش مصنوعی: من برای برقراری ارتباط با مقام بلندمرتبه شاه، که از میان تمام موجودات به عنوان قبلهام انتخاب شده است، خود را آماده کردهام.
گفتم که خاک درگه او در کشم بچشمکان توتیای روشنی دیده منست
هوش مصنوعی: گفتم که خاک پای او را به چشمانم میکشم چونکه آن، شبیه روشنایی چشم من است.
نوشم شراب تربیت از جام لطف اوکان اصل شادی دل غمدیده منست
هوش مصنوعی: من از جام لطف او شراب تربیت مینوشم، زیرا این شادی اصلی برای دل غمگین من است.
دربان مرا ز مقصد امید باز داشتاین نیز هم ز طالع شوریده منست
هوش مصنوعی: دربان من مانع رسیدن به هدفم شد و این هم از مقدر شوم من است.