شمارهٔ ٢۴٢
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به نابرابریهای اجتماعی و بیعدالتیهای موجود اشاره میکند. او از مدبر کار میپرسد که چرا حکمت و دانش به افراد شایسته و اهل دل تعلق نمیگیرد و برعکس، نعمت و امکانات به افراد کممایه و نادان داده میشود. او به وضوح بیان میکند که در جامعه، جاهلان و بیدانشها در صدر قرار میگیرند و اهل علم و هنر نادیده گرفته میشوند. در نهایت، این شعر انتقادی به توزیع ناعادلانه ثروت و امکانات در جامعه دارد و به ناتوانی عقل در تغییر این وضعیت اشاره میکند.
با خرد گفتم ای مدبر کارکه بدانش چو تو نشان ندهند
هوش مصنوعی: با عقل و تدبیر به کسی که کارهایش را میداند گفتم که اگر به دانشت ارزش ندهند، چه فایدهای دارد؟
چیست حکمت که از خزانه غیببرگ کاهی به راستان ندهند
هوش مصنوعی: چرا رازها و داناییهای نهفته از عالم غیب، به سادگی و به راحتی در اختیار انسانها قرار نمیگیرد؟
بخسیسان دهند نعمت و نازاهل دلرا بجان امان ندهند
هوش مصنوعی: بخسها و تنگدستان ممکن است نعمت و خوبیهایی را ارائه دهند، اما اهل دل و دلسوزان را به آرامش و امنیت نخواهند رساند.
آنچه با جاهلان سفله دهندبا بزرگان نکته دان ندهند
هوش مصنوعی: هر چیزی را که به نادانان و افرادی کمفهم میدهند، به بزرگان و فرزانگان نخواهند داد.
گنج و دولت دهند نادانرابا هنر پیشه نیم نان ندهند
هوش مصنوعی: گنج و ثروت به افراد نادان میدهند، اما به کسانی که اهل هنر و مهارت هستند حتی نیم نان هم نمیدهند.
سفله بر صدر و اهل دانش رابغلط ره بر آستان ندهند
هوش مصنوعی: افراد نادان و بیمقدار در مقامهای بالا قرار دارند و کسانی که دانش و علم دارند، به سختی میتوانند به درستی دسترسی پیدا کنند.
گجروان را دهند خرمن هاقوت یکشب به نیکوان ندهند
هوش مصنوعی: به افرادی که در موقعیتهای پایینتری قرار دارند، به راحتی منابع و نعمتها داده میشود، اما به افراد شایسته و نیکوکار چیزی نمیرسد.
مگسان را دهند شکر و قندبا همایان جز استخوان ندهند
هوش مصنوعی: مگسها را به شکل خاصی از شیرینی و خوشی بهرهمند میکنند، اما برای کسانی که در موقعیتهای بالاتر هستند، تنها استخوان باقی میماند.
عقل گفت اینحدیث نشنیدیهر که را این دهند آن ندهند
هوش مصنوعی: عقل گفت: آیا نشنیدهای که هر کسی را این عطا کنند، چیز دیگر را از او دریغ میکنند؟