شمارهٔ ٢۶۵
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش و تمجید از شخصی به نام یونس ایجهان کرم پرداخته است. شاعر او را جوانمرد و بینظیر میداند و مینویسد که در طول زمان، هیچکس مانند او وجود نداشته است. شاعر به فضایل و مکرمتهای یونس اشاره میکند و از خوبیها و کرامتهای او به عنوان ویژگیهای منحصر به فردش یاد میکند. همچنین، او را بهترین و عقل دلپذیرترین فرد میداند و ابراز میکند که هرکس به او مراجعه کرده، امید خود را از او دریافت کرده است. به طور کلی، این شعر عمیقاً به قناعت و بزرگواری یونس و تأثیر مثبت او بر دیگران پرداخته است.
جلال دولت و دین یونس ایجهان کرمتوئی که چون تو جوانمرد چرخ پیر ندید
هوش مصنوعی: جلال و شکوه سلطنت و دین یونس، ای جهان! تو خود نشانهی بزرگواری و جوانمردی هستی که مانند تو در پسزمینهی زمان، فردی راستین و شجاع وجود ندارد.
فلک بگرد زمین با هزار دیده بگشتبجز بدیده احوال ترا نظیر ندید
هوش مصنوعی: آسمان با هزار چشم دور زمین میچرخد، اما جز با چشم تو، احوال هیچکس را شبیه تو ندید.
سپاه مکرمت و فضل را مناسب حالبغیر ذات شریفت خرد امیر ندید
هوش مصنوعی: سپاه با کرامت و فضل را جز با وجود خرد و شرافت تو، امیر مناسب نمیدانست.
زرشک بحر کفت هیچ دیده ز ابر بهاربرون ز گریه و سوز دل و نفیر ندید
هوش مصنوعی: زرشک دریا را از هیچکس ندید؛ چون ابر بهار، بیرون آمده از گریه و درد دل و ندای جان.
بقحط سال مروت امید ابن یمینچو ذیل همت تو هیچ دستگیر ندند
هوش مصنوعی: در سالهای سخت و بیرحم، مانند قحطی، امید ابن یمین به مانند دنبالهای از اراده و همت تو، هیچ کمکی نکرد.
بر استان تو چون عرض کرد حاجت خویشمکارم تو ز انجاح آن گزیر ندید
هوش مصنوعی: وقتی به تو عرض نیازمندیام را کردم، دیدم که برای برآورده کردن آن نیازی به تردید نداشتی.
هزار سال بمانی که در جهان کرمبجز شمایل تو عقل دلپذیر ندید
هوش مصنوعی: اگر هزار سال هم زنده بمانی، در این دنیا هیچ چیز دلپذیری به جز زیبایی تو نخواهم دید.