شمارهٔ ٣٣١
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف گروهی از جوانان میپردازد که در حال مبارزه با کینههای قدیمی هستند. آنها به نوعی همچون یأجوج و مأجوج در تلاشند تا موانع را شکسته و نفوذ کنند. شاعر خود را با شخصیت مسیحا مقایسه میکند و نشان میدهد که این جوانان برای طعنه زدن به او از سمبلها و کنایهها استفاده میکنند. در انتها، به تمسخر آنها اشاره میشود که به دلیل غرور و خودبینیشان قادر به درک اوضاع نیستند و حتی بر دیگران ظلم میکنند.
گروهی جوانان نوخاستهدر کینه کهنهای میزنند
هوش مصنوعی: عدهای از جوانان تازهنفس در کینهای قدیمی و دیرینه به جنگ و جدل پرداختهاند.
چو یأجوج در سد اسکندریبه دستان بسد رخنهای میزنند
هوش مصنوعی: مانند یأجوج و مأجوج که در سد اسکندر به نحوی رخنه میکنند، این افراد نیز در تلاش هستند که راهی برای نفوذ و عبور پیدا کنند.
بر انشا چون من مسیحا دمیز کون خری طعنهای میزنند
هوش مصنوعی: در مورد من به مانند مسیح، زمانی از وجود یک خر انتقاد میکنند.
همانه نیند آگه از بس غرورکه پا بر سر دشنهای میزنند
هوش مصنوعی: کسی که دچار غرور است، نمیداند که در حال زیر پا گذاشتن خطر بزرگی است.