شمارهٔ ٣۵٠
هوش مصنوعی: این شعر درباره انسانی دنیاطلب و نادان است که با خود از این دنیا چیزهایی میبرد، در حالی که شخصی دیگر به نام «رند» و «قلاش» (بیخیال و بیپول) است و نمیخواهد به جایی برود. او به موقعیتی که در آن قرار دارد، افتخار میکند. در نهایت، هر کسی که به ارث او بنگرد، بر او خرده خواهد گرفت و او را فردی ناتوان خواهد دانست.
مرد دنیا طلب از غایت نادانی خویشببرد با خود از اینجا چو رود سوزی چند
هوش مصنوعی: انسانی که به دنبال دنیا و متاع آن است، به خاطر ناآگاهی و جهل خود، قبل از آنکه از این جهان برود، بارهایی از آتش و رنج را با خود خواهد برد.
من از آن رندم و قلاش که ناخوش بروماز مقامی که در او دم زده ام روزی چند
هوش مصنوعی: من از افرادی هستم که به راحتی و بدون نگرانی از جایگاه خود فاصله میگیرم، حتی اگر در آنجا وقتی را سپری کرده باشم که به نظر مهم میرسد.
هر که میراث مرا بیند ازین پس گویدداد بر وارث خود ابن یمین گوزی چند
هوش مصنوعی: هر کسی که به ارث من نگاه کند، از این پس میگوید ای وای بر وارث خود که چگونه به میراث من دست یافته است.