شمارهٔ ٣٩۴
هوش مصنوعی: شعر درباره ستایش از یک پادشاه عادل و نیکوکار است که به نام خسرو جمشید شناخته میشود. شاعر با بیان احساسات خود، از خوشبختی و برکت زندگی در سایه حکمرانی او سخن میگوید و به زیباییهای خاندانی و ویژگیهای مثبت پادشاه اشاره میکند. شاعر همچنین به حسادتهایی که ممکن است در برابر او وجود داشته باشد، پرداخته و از دوری خود از پادشاه سخن میگوید. او از پادشاه درخواست میکند که در مورد او و دیگران با مهربانی و لطف رفتار کند. در نهایت، شاعر بر اهمیت پادشاهی و صفات نیکو او تأکید میکند و از او میطلبد که بر سر خدمتی که به مردم دارد، سایه لطفش را گستردهتر کند.
ای نسیم صبحدم از بخت نیک ار باشدتبر در گیتی پناه خسرو عادل گذار
هوش مصنوعی: ای نسیم صبحگاهی، اگر با بخت خوب همراهی کنی، بر در دنیای ما به پناهگاه پادشاه عادلی برو.
خسرو جمشید فر کز رشک دریای کفشابر باشد با دلی سوزان و چشمی اشکبار
هوش مصنوعی: خسرو جمشید، فرزندی که به خاطر زیبایی و جذابیتش حتی دریاها نیز به او حسادت میکنند، با دلسوخته و چشمی که از اشک پر شده، از دنیا مینگرد.
شمس ملک و دین که خورشید از لقب پاشی اودر جهانگیری بشرق و غرب دارد اشتهار
هوش مصنوعی: شمس، کسی است که در دنیا به عنوان منبع نور و هدایت شناخته میشود و شهرت او در شرق و غرب عالم پخش شده است.
آنکه تا بر شکل نعل مرکبش آمد هلالآسمان بهر شرف میسازد از وی گوشوار
هوش مصنوعی: کسی که هلال آسمان برایش به عنوان نشانهی بزرگی و شرافت جلوه میکند، در حقیقت تا زمانی که به شکل نعل مرکبش برسد، به او گوشوار میسازد.
خاک درگاهش ببوسیدی بتعظیم تمامز آن پس ایجانبخش باد صبحگاهی زینهار
هوش مصنوعی: خاک درب خانهاش را با احترام بوسیدی و از آن پس، ای بخشنده صبحگاهی، مرا از خطرات حفظ کن.
در بیان شوقم از اطناب چون فارغ شویعرضه دار این یک دو معنی بر سبیل اختصار
هوش مصنوعی: وقتی از صحبتهای طولانیام در مورد شوقم فارغ شدی، این دو معنی را به طور مختصر به تو ارائه میکنم.
گو ندیدم هیچ سودا در سر ابن یمینجز بچشم اندر کشیدن خاکپایت سرمه وار
هوش مصنوعی: من هیچ آرزویی در دل ابن یمین نمیبینم جز اینکه با چشمانم خاک پای تو را مانند سرمه به چشم بکشیم.
لیکن از راه حسد گردون نمیخواهد که اودر جناب حضرت میمونت گردد بختیار
هوش مصنوعی: اما به خاطر حسادت، آسمان نمیخواهد که او در حضور تو خوشبخت و سعادتمند شود.
یعلم الله کز درت غایب نبودی یکزمانهیچ اگر بودیش بر ادراک مأمول اقتدار
هوش مصنوعی: خداوند میداند که تو هرگز از درخت حقیقت غایب نبودهای و اگر هم بودهای، به قدرت فهم و درک مورد انتظار نرسیدهای.
بعد از آن گر فرصت گفتن بود از راه لطفتربیت فرما و بر گو کای امیر نامدار
هوش مصنوعی: اگر فرصتی باشد که صحبت کنم، با مهربانی تربیت کن و بگو ای امیر مشهور.
شد غریق بحر احسانت جهانی آنچنانکز آن میان جزوی نبینم هیچکس را بر کنار
هوش مصنوعی: در میان دریای لطف و احسان تو، جهانی غرق شده است، به گونهای که از آنجا هیچ موجودی را جز خود نمیبینم.
آفتاب ذره پرور ای ملک آراء تستسایه الطاف بر ابن یمین گسترده دار
هوش مصنوعی: ای خورشید که مایه پرورش ذرات هستی، لطف و رحمتهای خود را بر ابن یمین بگستر.