شمارهٔ ۴٠٢
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دشواریهای زندگی و مشکلاتی که بر او میگذرد، سخن میگوید. او در برابر چرخ فلک که به نظرش نابرابر و بدیهی است، احساس ناتوانی میکند و میگوید که هیچ چیز نمیتواند او را از غم و رنج نجات دهد. شاعر به مشکلات خود اشاره میکند و میگوید که هیچ تسکینی از هیچ مقام و شاهی به او نمیرسد. او در نهایت به حقطلبی و امید به گشایش کارها از سوی خداوند اشاره میکند.
بنگر چه سرخ چشمی و شوخی همیکندبا من کبود روی سپهر سیاه کار
هوش مصنوعی: به آسمان تیره نگاه کن که چگونه با چشمهای سرخ و شوخیاش با من که چهرهام کبود است، بازی میکند.
بر خوان روزگار نگردم بصبر سیراینست کار بنده بتر زین مخواه کار
هوش مصنوعی: در این دنیا، من با صبر و شکیبایی در حال گذراندن روزگار هستم. این سرنوشت من است و از تو میخواهم که انتظار نداشته باشی که من بیشتر از این تحمل کنم.
کارم تباه میکند این چرخ دون پرستز آن غصه کم نیافت چو دونان تباه کار
هوش مصنوعی: این چرخ دنیا به خاطر عطش و پرستشاش، کار من را خراب میکند و از آن غصه، حتی برای افرادی که محنتزدهاند، کم نمیشود.
با من همی کند ز بدی هر چه میکندبا دیگریش نیست بدین رسم و راه کار
هوش مصنوعی: اینجا اشاره به این است که فردی که به من ظلم و بدی میکند، رفتارهایش به دیگران چنین نیست و نشان میدهد که با من به گونهای خاص و ناپسند رفتار میکند. به عبارت دیگر، این رفتار ناپسند تنها مختص به من است و او با دیگران اینگونه نیست.
مهمان اگر رسد برم-از شرم نیستیماند سرم بپیش درون چون گناهکار
هوش مصنوعی: اگر مهمان به خانهام بیاید، از خجالت نمیتوانم سرم را بالا بگیرم و احساس میکنم مثل یک گناهکار در درونم رنج میکشم.
هست اینزمان مباشر کار آنکه نیستشاز راه طبع جز غم آب و گیاه کار
هوش مصنوعی: این زمان کسی که در کار دنیا فعالیت میکند، در حقیقت تنها به خاطر غم آب و گیاه است و جز این، از دل nature هیچ دغدغهای ندارد.
ابن یمین گشایش کارت ز حق طلبنگشایدت ز هیچ امیر و ز شاه کار
هوش مصنوعی: عملکرد و موفقیت تو تنها از طریق طلب و درخواست از خدا به دست میآید و نه از پیروی و امید به کسی دیگر، حتی اگر آن فرد یک امیر یا پادشاه باشد.