شمارهٔ ۴۶٠
هوش مصنوعی: این شعر به درخواست شاعر از باد صبحگاهی اشاره دارد که از راه خود بگذرد و بر مصیبتی که بر سر شخصی عزیز و محترم آمده، نیکو بگذرد. شاعر این شخص را به کعبه مسلمانان تشبیه میکند، که نماد احترام و محبت است. وی به باد میگوید که اگر فرصتی باشد، از او بخواهد که او را نزد این عزیز برساند. شاعر سپس به وضع مالی این شخص اشاره میکند که برای گذران زندگی، املاک و داراییهای خود را فروخته و اکنون در وضعیت سختی به سر میبرد و حتی نانی برای خوردن ندارد. در پایان، شاعر از خدا میخواهد که لطفی کند و او را به جایی برساند که دیگر نیازی به نان نداشته باشد و در آرامش زندگی کند.
ای باد صبحدم گذری کن ز راه لطفبر حضرتی چو کعبه اسلامیان عزیز
هوش مصنوعی: ای باد صبحگاهی، لطفاً از جایی بگذری که بر کسی که مانند کعبه مسلمانان عزیز است، تأثیر بگذاری.
یعنی جناب سرور گردنکشان عهدآنکو بنزد خلق جهان چون روان عزیز
هوش مصنوعی: این جمله اشاره به یک شخص بزرگ و محترم دارد که در مقابل گردنکشان و زورگویان ایستاده و به نوعی بر آنها چیره است. همچنین، او مانند روحی عزیز است که در میان مردم دنیا حضور دارد و مورد احترام و توجه است.
خاک درش ببوس بتعظیم و پس بگویگر باشدت مجال سخن پیش آن عزیز
هوش مصنوعی: خاک درِ او را به خاطر احترام ببوس و بعد بگو اگر فرصتی برای صحبت با آن عزیز داشته باشی.
کابن یمین فروخت بوجه معاش خویشاملاک و هر چه بودش در خان و مان عزیز
هوش مصنوعی: او برای تأمین زندگی خود از همه املاک و داراییهای گرانبهایی که در خانه و زندگیاش داشت، دست کشید و آنها را فروخت.
اکنون نه ملک ماند و نه یکجو بهای ملکوین خوش که برقرا بماندست نان عزیز
هوش مصنوعی: در حال حاضر نه ملکی باقی مانده و نه هیچ قیمتی برای خرید ملک وجود دارد. اما این خوشی که نان عزیز بر سر سفره مانده، باقی است.
نانی در ایندیار بخواری همی خوردای کرده کردگار ترا در جهان عزیز
هوش مصنوعی: شما در دیاری نان میخورید که همواره در فقر و تنگدستی میگذرانید، اما خداوند شما را در این دنیا عزیز و محترم قرار داده است.
لطفی کن و جواز دهش تا از اینمقامجائی رود که نان نبود همچو جان عزیز
هوش مصنوعی: خواهش میکنم لطفی کن و اجازه بده که از این جایگاه بروم، جایی که هیچ نانی نیست، مثل جانی که بسیار ارزشمند است.