شمارهٔ ۵١۴
هوش مصنوعی: این شعر به بیان شخصیت شاعر و نیکیهای او میپردازد. شاعر خود را به عنوان غواصی در دریای فکر و دانش معرفی میکند که به دنبال گوهرهای گرانبهاست. او میگوید که گفتههایش در مدحش مورد تحسین قرار میگیرد و تنها افراد با بصیرت میتوانند آن را درک کنند. همچنین در مورد نفاق و دوگانگی برخی افراد صحبت میکند و تأکید میکند که اگرچه ممکن است برخی در ظاهر به اخلاص سخن بگویند، اما نمیتوانند از حقیقت خود فرار کنند. شاعر به وجود نفاق در جامعه اشاره کرده و بر اهمیت صداقت و پاکی نیت تأکید میکند.
منم آنکس که بهر گوهر فضلگشته در بحر فکرتم غواص
هوش مصنوعی: من همان کسی هستم که در دریای تفکر، غوص میزنم تا گوهرهای فضل و دانش را پیدا کنم.
مدحت گفته های من گوینداهل تمییز از عوام و خواص
هوش مصنوعی: مدح و ستایش من، به گفته اهل علم و دانش، از سوی مردم عادی و خاص متفاوت است.
گر عطارد نکوهدم شایدز آنکه القاص لایحب القاص
هوش مصنوعی: اگر من عطارد را نکوهش کنم، شاید به این دلیل باشد که نزدیکترین دوستان نیاز به محبت یکدیگر ندارند.
گر نه از طبع جوهریم بدیسیم گشتی بقدر کم ز رصاص
هوش مصنوعی: اگر از ذات و طبیعت ما نبود، به خاطر کمبود ویژگیام، به اندازهای هم که قلع (مس فلزی) ارزش دارد، ارزش داشتی.
آنکه زین پیش بود اهل نفاقاینزمان میزند دم از اخلاص
هوش مصنوعی: کسی که در گذشته از نفاق و دورویی بهرهمند بود، حالا به صحبت از اخلاص و صداقت میپردازد.
لیک ممکن نگرددش بحیلرستن از من و لات حین مناص
هوش مصنوعی: اما ممکن نیست که او به خاطر من از احتیاط و ترس رهایی یابد، و نه در زمان جدایی.