شمارهٔ ۵١۵
هوش مصنوعی: در این متن شاعر از رضای خدا و نعمتهای دین سخن میگوید و به بخل و طعنههای دیگران اشاره میکند. او خدا را منبع جود و بخشش قلمداد میکند و از تلاش خود برای هنر و علم یاد میکند. شاعر به رنج و درد ناشی از احتیاج اشاره دارد و از کرامت حاکم استدعا میکند که در کمکی به او دریغ نکند. در نهایت، او از خداوند میخواهد که شفا و نعمتهای بیشتری را به او عطا کند.
رضی ملت و دین ایکه با افاضت توبرسم طعنه توان گفت ابر را فیاض
هوش مصنوعی: خوشنودی مردم و دین، نشانهای است از بزرگواری تو؛ اینطور که میتوان به ابر بخشنده طعنه زد.
توئیکه لازم ذاتی بود جواهر رابعهد بخشش عامت زوال چون اعراض
هوش مصنوعی: تو که ذاتاً برای جواهر لازم و ضروری هستی، بدان که بخشش عمومی تو باعث از بین رفتن آن خواهد شد، مانند آنچه که با اعراض (یعنی دوری و جدایی) اتفاق میافتد.
ز همت تو که قانون جود اساس نهادمحصل است همه وقت امید را اغراض
هوش مصنوعی: از تلاش و اراده تو که پایبند به generosity (بخشش) هست، همیشه برای دانشاندوزان امید به وجود آمده است.
جهان فضل و هنر را ز فتحباب کفتبخشگسال کرم تازه و ترست ریاض
هوش مصنوعی: دنیا پر از لطف و هنر است، مانند باغی که در آن، برکت و نعمت تازه و زندهای وجود دارد.
قضیه ایست مرا با تو عرض خواهم کردسزد کزان نکند طبع نازکت اعراض
هوش مصنوعی: موضوعی هست که میخواهم با تو در میان بگذارم. شایسته است که حساسیت و لطافت ذاتی تو مانع از درک آن نشود.
در آنجریده که مدحت سواد میکردمبسان نامه اعمال من نمانده بیاض
هوش مصنوعی: در آنجا که من در مورد خوبیها و فضیلتها صحبت میکردم، مانند برگهای که نشاندهنده اعمال من باشد، هیچ صفحهی سفیدی باقی نمانده است.
ز خازن کرمت بر سبیل گستاخیهمیکنم ورقی چند کاغذ استقراض
هوش مصنوعی: از بخششهای تو به صورت بیپروا و بیتوجهی چند ورق کاغذ قرض میگیرم.
اگر چه از مرض احتیاج ابن یمینشدست با همه رندی چو زاهدی مرتاض
هوش مصنوعی: هرچند که به خاطر نیاز و کمبود، ابن یمین به حالت رندانهای افتاده است، اما مانند زاهدان و عابدان رفتار میکند.
ولی معالج دارالشفای مکرمتتبرد بداروی احسان هزار ازین امراض
هوش مصنوعی: اگر کسی در دارالشفای محبت تو معالجه شود، با داروی احسان هزار بیماری را درمان میکند.