شمارهٔ ۵٩٨
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و توجه به جمال دین سنقر اشاره میکند. او در ابتدا به امید رسیدن به هدفش به سمت او میرود، اما چون نتوانسته به خواستهاش برسد، از خود و وجودش فاصله میگیرد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که وجود جمال دین هیچ فایدهای برایش ندارد و به همین دلیل از او دور میشود.
حال خود بر جمال دین سنقریک رهی عرض کردم و رفتم
هوش مصنوعی: من احوال خود را در برابر زیبایی دین سنقر بیان کردم و سپس از آنجا رفتم.
چون امیدم روا نشد غرضشهم ز خود قرض کردم و رفتم
هوش مصنوعی: وقتی که امیدم برآورده نشد، به خاطر رسیدن به هدفم از خودم وام گرفتم و ادامه دادم.
در وجودش نبود فایده ئیعدمش فرض کردم و رفتم
هوش مصنوعی: در وجود او هیچ سودی نمیدیدم، بنابراین او را بیفایده فرض کرده و از کنار او گذشتم.