شمارهٔ ۶١۶
هوش مصنوعی: در این متن، گوینده به گفتگو دربارهٔ دوستانش میپردازد و آنها را با مسافران کشتی مقایسه میکند. او در ابتدا از نرمی و رفتار دلنشین آنها صحبت میکند، اما به تدریج به خشونت درونی آنها اشاره میکند. به رغم این تضاد، او میگوید که با همه آنها خوب زیسته و از بدیهای آنها مطلع شده است. در نهایت، با وجود نقایص، نظرش تغییر نمیکند و او را هم قبول دارد و میگوید که برخی از آنها بهشتی و برخی دوزخیاند.
صحبت جمغی که ما را دوستان میزیستندبر مثال صحبت اصحاب کشتی یافتم
هوش مصنوعی: صحبت و گفتوگوهایی که ما را دوستان نگه میداشتند، مشابه گفتوگوهای کسانی است که در کشتی هستند و برای نجات خود همکاری میکنند.
نیکشان سهل انقیاد و نرمخو دیدم نخستو آخر الامر از طبیعتشان درشتی یافتم
هوش مصنوعی: ابتدا و در نگاه اول، آنها را مطیع و ملایم یافتم، اما در نهایت متوجه شدم که طبیعتشان خشن و درشت است.
خوب سیرت زیستم با جمله شان و زهر یکیسر بسر گفتار چون کردار زشتی یافتم
هوش مصنوعی: من با خلق و خوی خوب خود به خوبی زندگی کردم، ولی وقتی که زشتیها را در کلام و کردارم پیدا کردم، متوجه شدم که باید از آنها دوری کنم.
با وجود این برایشان هم نگیرم بهر آنکدوزخی فعلند و اکثر را بهشتی یافتم
هوش مصنوعی: با این حال، برای آنها چیزی نخواهم گرفت، زیرا میدانم که بسیاری از آنها اعمال ناپسند و دوزخی دارند و بیشترشان را در حالتی موقوف به بهشت یافتهام.