شمارهٔ ٧١۵
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش یک پادشاه و توصیف وابستگی عمیق و عشق بندگانش به او میپردازد. شاعر، به توصیف ویژگیهای خارقالعاده و جذابیت پادشاه اشاره میکند و در بند اول، نشان از فخر و عظمت او میدهد. با ابراز امیدواری، شاعر آرزو میکند که همیشه در خدمت پادشاه بماند و از زیباییهای او بهرهمند شود. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که دور بودن از پادشاه، مانند دوری از چشم بد است و باید همیشه در نزدیکی او بود.
ای شهنشاهی که ترک آسمان بندد کمراز برای بندگی کمترین هندوی تو
هوش مصنوعی: ای پادشاهی که آسمان را به خود میفروشد، برای خدمت به کمترین و ناچیزترین فرد هندی که تو را میپرستد، کمر بستهای.
بر مثال استره سر در شکم پنهان کندروزگار آنرا که جوید نقص یکتا موی تو
هوش مصنوعی: زمانه مانند ستارهایست که در دل خود رازها را پنهان میکند؛ آنکه در جستجوی عیب و نقص است، حتی کوچکترین ایراد در تو را نیز خواهد یافت.
کمترین بندگان ابن یمین کز اعتقادهست و خواهد بود دایم معتکف در کوی تو
هوش مصنوعی: کمترین بندگان تو ابن یمین است که به اعتقادش همیشه در این مکانی که تو حضور داری، باقی خواهد ماند و به عبادت میپردازد.
چون بامیدی که بیند طلعت میمونت راهر صباحی میشتابد همچو دولت سوی تو
هوش مصنوعی: هر روز با امیدی مانند صبحی که به دیدن چهره زیبایت میآید، به سمت تو میشتابم.
کی روا باشد که دربان نیکخواهی را چو اودور دارد بر مثال چشم بد از روی تو
هوش مصنوعی: آیا مناسب است که یک دربان مهربان و دلسوز را مانند چشمی بد، از روی تو دور نگهدارند؟