شمارهٔ ٧٣۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از خداوند درخواست میکند که در زمان پیری، آرزوی جوانی را از او نگیرد و سختیها و مشکلات زندگی را برایش آسان کند. او نگران دنیای پر از ناپاکی است و به این نتیجه میرسد که در مواجهه با انسانهای پست، دیگر از خود چیزی ندارد و نمیخواهد بار گناه یا مشکلات دیگران را بر دوش بکشد.
الهی بهنگام پیری مراتمنای نفس جوانان مده
هوش مصنوعی: خداوندا، در دوران پیری، آرزوی جوانی و شادابی را به من عطا نکن.
میفکن بسختی و دشواریمگشاده کن آسان ز کارم گره
هوش مصنوعی: دشواریها را از بین ببر و کارهایم را آسان کن تا گرهها و مشکلاتم حل شوند.
جهانی سراسر پر از دون شدستچه آن مه که هستند از ایشان چه که
هوش مصنوعی: دنیا پر از چیزهای بیارزش و ناچیز شده است، چه اهمیتی دارد آن مهربانانی که در میان هستند؟
ندارم سر کدیه زین سفلگانبگردن درم بارشان بر منه
هوش مصنوعی: من از این بیارزشها و کوچکیها خود را دور نگه داشتهام و نمیخواهم که بار آنها بر دوش من باشد.