تناجی
ابن یمین فریومدی

شمارهٔ ٧٣٨

ای کریمی که مادر ارکانچون تو فرزند راد نازاده
دست گوهر فشانت درگه جوداز کرم داد مکرمت داده
کی توان گفت ابر چون کف تستعقل داند گهر ز بیجاده
حال خود عرضه میکنم بر توای کریم جواد آزاده
باده من بنده را بقرض انداختکز جهان باد منقرض باده
گر خلاصم دهی ز دست غریمگردد اسباب عیشم آماده
قافیه گرچه دال خواهد شدبعد ازین ما و روی سجاده