شمارهٔ ٧٣٨
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش کریم و بخشندهای میپردازد که جاودانگی و نیکیهای او مانند باران است. شاعر از مقام و کرامت این شخص (که به نظر میرسد اشاره به امام جواد (ع) دارد) تجلیل میکند و خود را در حال دردی و نیاز به کمک به او معرفی میکند. او از این کریم درخواست دارد تا او را از مشکلات و سختیها نجات دهد و به زندگی شاداب و خوشحال بازگرداند. به طور کلی، شعر نمایانگر ارادت و نیاز شاعر به الطاف الهی و انسانی است.
ای کریمی که مادر ارکانچون تو فرزند راد نازاده
هوش مصنوعی: ای بخشندهای که مادر ارکان زمین مانند تو، فرزند نازاد و بینوا را پرورش میدهد.
دست گوهر فشانت درگه جوداز کرم داد مکرمت داده
هوش مصنوعی: دست ارزشمند خود را در دریای سخاوت و کرامت که پر از نعمتهاست، باز کن و بخشش کن.
کی توان گفت ابر چون کف تستعقل داند گهر ز بیجاده
هوش مصنوعی: چه کسی میتواند بگوید ابر مانند کف است؟ عقل میداند که گوهری از بیراهه به دست نمیآید.
حال خود عرضه میکنم بر توای کریم جواد آزاده
هوش مصنوعی: حالم را برای تو بیان میکنم ای بخشنده و آزادمنش.
باده من بنده را بقرض انداختکز جهان باد منقرض باده
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که نوشیدنی (شراب) باعث شده است که من (بنده) در دست دوستی افراطی گرفتار شوم. در واقع، از آنجا که تحت تأثیر این شراب هستم، هر چیزی که از دنیای مادی انتظار داشتم و هدفم بود، به دست نیامده است و همه چیز را به فراموشی سپردهام.
گر خلاصم دهی ز دست غریمگردد اسباب عیشم آماده
هوش مصنوعی: اگر مرا از دست دشمنان نجات بدهی، همه چیز برای خوشیام فراهم خواهد شد.
قافیه گرچه دال خواهد شدبعد ازین ما و روی سجاده
هوش مصنوعی: اگرچه بعد از این، ممکن است قافیه و شعر به پایان برسد، ما هنوز در برابر خداوند بر سجاده نماز خواهیم بود.