شمارهٔ ٨۴۵
هوش مصنوعی: این شعر به تجلیل و قدردانی از شخصیتی بزرگ و والامقام اشاره دارد که نماینده ملت و دین است. شاعر به صفات برجسته او و تاثیرات مثبتی که بر دیگران دارد، اشاره میکند و بیان میدارد که شناخت او و فضایلاش کار آسانی نیست. او به زیباییهای کلام و جاودانگی آثار این شخصیت اشاره دارد و در نهایت نشان میدهد که عشق و ارادت او به این بزرگوار، او را در شرایطی سخت و آشفته قرار داده است و از او میخواهد که با لطف و محبتش مرهمی بر دلهای خسته باشد.
سرا فاضل آفاق رکن ملت و دینتوئی که زبده اسلاف و فخر اخلافی
هوش مصنوعی: تو بهترین و برجستهترین فرد در میان همه مردم و پیروان دین خود هستی، همانطور که اجداد تو افتخار آفرین بودند و نسلهای آینده نیز به وجود تو میبالند.
هر آن رموز کز آن عین عقل قاصر ماندکند حقایق آن را بیانت کشافی
هوش مصنوعی: هر چیزی که عقل بشر از درک آن ناتوان است، حقیقت آن را با بیان روشن و روشنی شگفتانگیز میتوان فهمید.
چگونه گوهر و صفت بسلک نظم آرمکه شرح فضل تو مشکل توان بوصافی
هوش مصنوعی: چطور میتوانم ویژگیها و ارزشهای تو را به زیبایی و به نظم بیان کنم، در حالی که توصيف بزرگیهای تو کار سختی است؟
ز دیده همچو صراحی مدام خون باردکسی که با تو ندارد مدام دل صافی
هوش مصنوعی: از چشمان کسی که همیشه دلش صاف و بیغرض نیست، مانند یک پارچ، پیوسته اشک میریزد.
کمینه بنده عالیجناب ابن یمینکه هست از ره اخلاص در وفا وافی
هوش مصنوعی: من بینهایت خدمتگزار و وفادار جناب ابن یمین هستم و در این مسیر، از خلوص و صداقت خود دست نمیکشم.
ز بندگی تو دور اوفتاده در تب و لرزچو خاشه بر سر دریای خوی شده طافی
هوش مصنوعی: از خدمتگزاری و عشق تو دور شدهام و حالتی آشفته و ناآرام دارم، مانند کاه که بر روی سطح دریا شناور است.
شفای خسته دلان چون ز تست لطف بودبیک دو جرعه گلابش اگر شوی شافی
هوش مصنوعی: شفا دادن به دلهای خسته و رنجکشیده تنها به لطف و محبت تو بستگی دارد، و اگر تو بخواهی، حتی با یک یا دو جرعه گلاب میتوانی آنها را شفا بخشی.