شمارهٔ ٨۶٣
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به انسانها هشدار میدهد که نباید به ثروت (نقره و زر) دل خوش کنند، چرا که زندگی پر از مشکلات است و ثروت سرمایه واقعی نیست. او میگوید که مهمتر از پول، دوستی و روابط انسانی هستند. اگر شخصی نتواند از ثروت خود بهرهبرداری کند، در واقع آن را ضایع کرده و خود را در غم و اندوه غرق کرده است. شاعر توصیه میکند که به جای انباشت ثروت، بهتر است آن را در راه دوستی و کمک به دیگران خرج کنیم، چرا که در نهایت، ثروت واقعی در روابط انسانی و مهربانی نهفته است.
گر تمتع ترا ز نقره و زراینقدر بس که قابض آنی
هوش مصنوعی: اگر لذت تو از نقره و طلا به همین اندازه است که فقط آن را در دستانت داری، پس کافی است.
یک سخن بیغرض ز من بشنوغم خود خور که سخت نادانی
هوش مصنوعی: یک حرف بیغرض از من بشنو و غم خود را فراموش کن، زیرا که واقعاً نادانی.
چه نهی سیم و زر بدشواریتا خورد دشمنت بآسانی
هوش مصنوعی: اگر طلا و نقره را دور بیندازی و از آنها استفاده نکنی، دشمن تو به راحتی به آنها دسترسی پیدا خواهد کرد.
گر مراد از زرت وجود زرستفرض کردم که سر بسر کانی
هوش مصنوعی: اگر بخواهم در مورد وجود طلا (زر) صحبت کنم، باید بگویم که تمام منابع و ذخایر آن نامحدود است.
چون ز گنج خودت نصیبی نیستتو مر آن گنج را نگهبانی
هوش مصنوعی: اگر از دارایی و گنجینهی خود بهرهای نمیبری، پس چرا آن گنج را نگهداری میکنی؟
بشنو این نکته را ز ابن یمینکه ترا هست مشفق جانی
هوش مصنوعی: به این نکته توجه کن که ابن یمین برای تو دلسوز و مهربان است.
سیم آن به که رغم دشمن رادر ره دوستان بر افشانی
هوش مصنوعی: بهتر است که ثروت و زیباییات را در راه دوستان و برای خوشحال کردن آنها هزینه کنی، حتی اگر دشمنان این را نمیپسندند.
مال تو داد دشمنت بدهدگر تو زو داد دوست نستانی
هوش مصنوعی: اگر مال تو را دشمنان به تو بدهند، اما تو از دوستانت چیزی نگیری، بهتر است.
شمع جمع انگهی توانی شدکافکنی سیم در پریشانی
هوش مصنوعی: هرگاه شمعی را به جمعی بخوانی، قادر خواهی بود تا با قرار دادن سیمی در حالت پریشانی، آن را خاموش کنی.