شمارهٔ ٨٧١
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر به بیان تلاش و کوشش او در کسب فضایل میپردازد و او ادعا میکند که هیچ کوتاهی در این زمینه نکرده است. شاعر از هنر خود سخن میگوید و به این نکته اشاره دارد که دیگران ممکن است او را انکار کنند، اما او به صداقت و درستی ادعای خود باور دارد. او از سختیهایی که در زندگی متحمل شده نیز سخن میگوید و بیان میکند که اگرچه آسمانها بر او سختیها تحمیل کردهاند، ولی او همچنان بر صدق و درستی خود تأکید دارد. در نهایت، شاعر نسبت به حسادت دیگران ابراز تاسف میکند و بر لزوم حفظ روح لطیف و عشق تأکید میکند.
من اندر کسب اسباب فضائلنکردم هیچ تقصیر و توانی
هوش مصنوعی: من در تلاش برای به دست آوردن فضایل و ویژگیهای خوب هیچ کوتاهی و قصوری نکردهام و تمام توانم را به کار گرفتهام.
هنر پروده ام زینسان که بینیبیا انکار کن گر میتوانی
هوش مصنوعی: من به گونهای هنرمندانه تربیت شدهام که اگر شک داشتی، بیام و اعتراض کن اگر میتوانی.
سخنهائی بنظم آرم روانبخشکه گوید روح قدسش از روانی
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به بیان کلماتی میپردازد که قادرند جان و دل انسان را تازه کنند و به او انگیزه و روحیه ببخشند. این کلمات چنان تأثیری دارند که گویی روح مقدسی از آنها جاری است.
که تو آب روانی از سلاستندانم یا ز محبوبی روانی
هوش مصنوعی: تو همچون آب زلالی هستی و نمیدانم این صفا از خودت است یا اینکه از محبت کسی دیگر میجوشی.
فلک در حق من تقصیرها کردتو تکذیبم کنی هر چند دانی
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که تقدیر و سرنوشت به من ظلم کرده است، اما تو همچنان مرا انکار میکنی، هرچند که خودت میدانی حقیقت چیست.
ولی بر صدق دعوی پیش خصممگواهی میدهد قاصی و دانی
هوش مصنوعی: اما در مقابل دشمنم، کسی که به درستی حرفم گواهی میدهد، هم قاصی است و هم دانا.
منال ابن یمین از جور گردونکه این از بدو فطرت هست جانی
هوش مصنوعی: از رنجها و سختیهای زندگی شکایت نکن که این وضعیت از ابتدا جزئی از سرنوشت انسانهاست.
تو را این بس که حاسد از کسافتتنست و تو ز روی لطف جانی
هوش مصنوعی: تو این را کافی است که حسادت دیگران به خاطر کثافت دلشان است، در حالی که تو از روی لطف و محبت جان و وجود پاکی داری.