شمارهٔ ٨٨٣
هوش مصنوعی: این شعر درباره انسانهایی است که در عالم رندی و زندگی آزادانه قدم گذاشتهاند. شاعر میگوید که هیچ زاهدی نمیتواند به آنها افتخار کند و آنها را در جنبهای برتر از خود بداند. هرچند زاهدان از تعالیم و اصول خود پیروی میکنند، اما نمیتوانند به جذابیت و آزادی این رندها دست پیدا کنند. همچنین اشاره میشود که بزرگان واقعی مانند حاتم طائی در برابر این رندها خاضعاند و در واقعیت، ثروت و مقام تنها از طریق دل و شخصیتی که دارند شناخته میشود. در پایان به این نکته تأکید میشود که هرچند ظواهر مهم هستند، اما وجود باطن انسانی و صفات درونی است که ارزش واقعی را تعیین میکند.
هر که در عالم رندی قدمی رفته بودهیچ زاهد نتواند که بنازد بروی
هوش مصنوعی: هر کسی که در دنیای رندی و آزاداندیشی گامی برداشته، هیچ زاهد و پارسایی نمیتواند خود را برتر از او بداند و به او افتخار کند.
زو فره می نتوان برد ولی وقت سپرددنبه بگذارد و به نیز گدازد بروی
هوش مصنوعی: توانایی و سعادتی که از آن به ارث میبرم، هرگز نمیتوان از بین برد. اما با گذشت زمان، معضلات و مشکلات میتوانند تاثیرگذار باشند و نظیر دنبه که در آتش میسوزد، بر آن اثر بگذارند.
گر بزرگی کند اندر نظرش حاتم طیسر بپاشندگی خرده فرازد بروی
هوش مصنوعی: اگر کسی در نظرش بزرگ جلوه کند، باید با رفتار خود از او انتقاد کند، حتی اگر آن بزرگمنش حاتم طایی باشد که معروف به generosity و بخشندگی است.
سکه داری که چنین است سترک و روشنخرقه رندوشی نیک برازد بروی
هوش مصنوعی: سکهای که اینچنین واضح و درخشان است، نشان از خوبی و زیبایی چهرهاش دارد؛ او را با افتخار به نمایش میگذارد.