شمارهٔ ۱۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به محبوبش میگوید که غم و رنجی برای او وجود ندارد و او از درد درون او آگاه نیست. شاعر همچنین اشاره میکند که هیچ گاه دارویی برای دردش نمیتواند مؤثر باشد، و محبوب پاسخ میدهد که اکنون بهتر از آنچه هست، وجود ندارد. در این دیالوگ، احساسات و رابطه عاطفی بین شاعر و محبوبش به تصویر کشیده شده است.
گفتم صنما غم رهی نیست تراوز درد درونم آگهی نیست ترا
هوش مصنوعی: به او گفتم، ای محبوب، تو هیچ نگرانیای نداری و به درد و رنج درون من آگاه نیستی.
هرگز نکنی دوا بسیب ز نخمگفتا که کنون به از بهی نیست ترا
هوش مصنوعی: هرگز درمانی برای درد من نخواهی یافت. او جواب داد که اکنون چیزی بهتر از این برای تو وجود ندارد.