تناجی
ابن یمین فریومدی

شمارهٔ ۲۰۴

نی دیده به از تو هیچ یاری دیدستنی همچو رخت تازه بهاری دیدست
دل دست بزنجیر سر زلف تو زددیوانه در انچ کرد کاری دیدست