شمارهٔ ۲۰۴
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر میگوید که هیچ یاری به اندازه تو برای او ارزشمند نیست و مانند زیبایی تو چیزی تازه و دلانگیز وجود ندارد. دل او که به زنجیر زلف تو گرفتار شده، در دیوانگیاش کار عجیبی دیده است. در واقع، شاعر به شدت مجذوب و شیفته محبوبش است.
نی دیده به از تو هیچ یاری دیدستنی همچو رخت تازه بهاری دیدست
هوش مصنوعی: هیچ یاری به خوبی تو دیده نشده و هیچ چیزی مانند چهرهی تازهات در بهار وجود ندارد.
دل دست بزنجیر سر زلف تو زددیوانه در انچ کرد کاری دیدست
هوش مصنوعی: دل به زنجیر موهای تو گره خورده و دیوانهوار در دلم کاری کرده که نمیتوانم آن را نادیده بگیرم.