شمارهٔ ۲۴۷
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساساتی عمیق و فلسفی درباره وجود و عنصر زندگی است. شاعر تأکید دارد که تا زمانی که در بدنش رگ و پی وجود دارد، در رگهای او به جای خون، چیز دیگری جاری است. او اعتقاد دارد که نمیتوان از مستی و شادی ناشی از دنیا بهراحتی گذشت و به نوعی میگوید که ارزش واقعی زندگی که همان "زیبایی" و "خوشی" است، باید نقد و واضح درک شود.
تا در تن من هیچ رگ و پی باشداندر رگ من بجای خون می باشد
هوش مصنوعی: تا زمانی که در بدن من رگ و پی وجود دارد، به جای خون در رگهای من عشق میجوشد.
مستی نتوان زد ز می نسیه خلدبر نقد زنم که داند آن کی باشد
هوش مصنوعی: نمیتوان از شراب قرضی مست شد، زیرا من به بهشت واقعی توجه دارم و آن را با نقدی که خودم میدانم، به دست میآورم.