شمارهٔ ۲۹۵
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به ناامیدی و سختیهایی که در زندگیاش تجربه کرده اشاره میکند. او بیان میکند که ستارهها و تقدیر هرگز به خواستههای او توجهی نکردهاند و هرگز روزی نبوده که او را خوشحال کرده باشد. همچنین او از درد و غم خود میگوید و از این که دلش به خاطر محبت نشدنی دیگر خسته و رنجیده است.
هرگز بمراد من فلک دور نکردیکروز بشب نشد که صد جور نکرد
هوش مصنوعی: هرگز اتفاق نیفتاده که سرنوشت من به خواستههایم توجه کند. یک روز هم نبوده که شب نشده باشد و من را به سوخت و سوزهای مختلف در نیندازد.
خون مژه بر چهره روان چیست مراگر خسته دلم ز صدمتش غور نکرد
هوش مصنوعی: آیا خونی که از مژهام بر روی صورتم میریزد، نشانهای از چه چیزی است؟ آیا این نشان از درد و رنج دلم است که به خاطر آسیب دیدن از او، در درونم تولید میشود و من نتوانستهام به عمق آن پی ببرم؟