شمارهٔ ۳۱۲
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر به حالتی از عشق و فراق اشاره میکند. او بیان میکند که اگرچه در زمان گفتار و ارتباط با معشوق خبری نیست، اما دلش نمیخواهد غمگین باشد. حتی اگر جانش بر سر عشقش برود، برای او مهم نیست و به نظر میرسد هر آنچه که رفته، دیگر وجود ندارد. در واقع، دلش نمیخواهد به فقدان محبوب اندیشیده و تحت تاثیر آن قرار گیرد.
گفتم بدل ار چه وقت گفتار نبوددر پاش فکندی سرو او یار نبود
هوش مصنوعی: به او گفتم اگر در زمان صحبت نمیکند، چرا موی او به زمین افتاده و یار کسی نیست؟
دل گفت که گر جان رود اندر سر اوغم نیست هر آنچه رفته انگار نبود
هوش مصنوعی: دل میگوید که اگر جانم هم از وجودم برود، برای او غمی ندارم، زیرا هر آنچه که گذشته است، انگار اصلاً نبوده است.