شمارهٔ ۴۳۱
هوش مصنوعی: این شعر، حسرت و درد ناشی از فراق معشوق را بیان میکند. شاعر از درد و رنجی که جدایی معشوق به او وارد کرده میگوید و به شبهای طولانیای اشاره میکند که در انتظار دیدار او سپری میشود. او میخواهد در روز فراق، دلتنگیاش را با معشوق در میان بگذارد.
فریاد ز ناوک جگر دوز فراقو ز آتش جانگداز دلسوز فراق
هوش مصنوعی: فریاد میزنم از تیر سهمگین جدایی و از آتش سوزانی که دل را به درد میآورد به خاطر دوری.
چون زلف تو کو شبی دراز ای دلبرتا با تو کنم شکایت روز فراق
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده که به خاطر درازی شب، مانند زلف تو، میخواهم از روز جداییام شکایت کنم و گلهام را با تو در میان بگذارم.