شمارهٔ ۳۱ - شیشه آب
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف یک نوع شراب نجیب و باکیفیت میپردازد که از انگور درست شده است. شاعر اشاره دارد که روز بعد، غلامی از آن شراب میآورد، اما شراب در شیشهای شکسته و با رنگی زرد و کدر است. گفته میشود که این شراب نسبت به حالت قبلیاش کیفیت کمتری دارد و به نوعی مثل آب بیمار است، نه مانند شراب با کیفیت که طبیب به مریض میدهد.
قدری می صاف کهنی خواسته بودمزانکسکه اگر راست بگویم نه کسی بود
هوش مصنوعی: اندکی از گذشته خودم را که خواسته بودم، به یاد میآورم. اگر بخواهم راست بگویم، کسی در این میان وجود نداشت.
امروز فرستاد یکی شیشه آبمچونانکه بهر قطره او در مگسی بود
هوش مصنوعی: امروز یکی برایم شیشهای از آب آورد، به گونهای که برای هر قطرهاش، مثل این بود که در مگس و عسل ماهی هست.
از زنگ تو گفتی ز دل او نسبی داشتوز گند تو گفتی زدهانش نفسی بود
هوش مصنوعی: تو از صدای او سخن گفتی که دلی با تو دارد و از بوی بدی که به خاطر تو به مشامش رسیده، او هم نفسی را احساس کرده است.
چون دیدم ازینگونه پشیمان شدم الحقدانستم کان خارج و بد ملتمسی بود
هوش مصنوعی: وقتی دیدم که چنین حالتی پیش آمده است، واقعا پشیمان شدم و فهمیدم که آن چیز، بیرونی و ناپسند است.
گفتم که بدو باز برو عذر بخواهشگو خواهش دوشینه ماهم هوسی بود
هوش مصنوعی: من گفتم برو و از او عذرخواهی کن و بگو خواسته من در دیروز، تنها یک هوس بود.
آخر من بی آب نه در بادیه بودماینقدر بهر حال مرا دسترسی بود
هوش مصنوعی: هیچوقت در بیابان بی آب و علف نبودم، اما حتی در این شرایط هم به نحوی به هدفم دسترسی پیدا کردم.
آن از پی مستیم همی بایست ار نهما را بچه خانه ازان جنس بسی بود
هوش مصنوعی: ما باید به خاطر آن کسی که مست و شاداب است، بیوقفه تلاش کنیم؛ زیرا اگر نه، بچههای ما از آن نوع (شادابی و سرزندگی) فراوان وجود دارند.