شمارهٔ ۳۲ - قاروره بیمار
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش بزرگی میپردازد که قدرتش از کمال ناشی میشود و به آفتاب سعادتش اشاره دارد. شاعر از بزرگی سوالی میپرسد و به تحیات و دعا اشاره میکند. او یادآوری میکند که تحقیق و جستجو به زیبایی مرتبط است. در ادامه، شاعر در انتظار سالها به سر میبرد و از حال خود در مواجهه با آبی زلال که پس از انتظار مینوشد، صحبت میکند. او به این نکته اشاره میکند که هر کسی که از این نوع محبت به دیگران بگذرند، حقیقتاً در جایی میان قاف و دال قرار دارد. در پایان، شاعر به این موضوع میپردازد که مسالهای که در مقام سوال است، شاید از طرف او محال باشد، اما هدفش در نهایت به همه مذهبها و ادیان حلال مربوط میشود.
پارهمی بخواستم ز نجیبزان می ناب کز زبیب برند
هوش مصنوعی: من در پی گرفتن جرعهای از شراب اصیل هستم، که از انگور ناب تهیه شده است.
روز دیگر غلامَکش آوردپارهمی که از نجیب برند
هوش مصنوعی: روز دیگری غلامی را آوردند که تکهای از پارچهی نازک و با کیفیت را از نجیبزادگان به همراه دارد.
شیشه خرد بود و آبی زردگندهتر زانکه از قضیب برند
هوش مصنوعی: شیشه شکسته بود و آبی که از آن خارج میشد، زرد و کدرتر از آن بود که از لولهای خارج شود.
گفتی آن زن به مزد بیمارستکآب چونین بر طبیب برند
هوش مصنوعی: تو گفتی آن زن برای درمان بیمار است که آب به این صورت بر طبیب میریزد.