شمارهٔ ۴۲ - سپاس
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش شخصیت بزرگ و بافضیلت میپردازد. شاعر از کریمی میگوید که نظرش بر ولی خدا آمده و جلوههایی از سخی بودن او را مانند حبابی در کنار دریا توصیف میکند. همچنین به عظمت و بلندی مقام او اشاره کرده و آن را برتر از همه موجودات میداند. شاعر در ادامه به خونریزیهایی که بر اثر بیعدالتیها به وقوع پیوسته اشاره میکند و از خود عذرخواهی میکند که در خدمت او کاستیهایی داشته است. او نهایتاً از قدرت و زیباییهای آفرینش بر میگدازد و میگوید که شعر و طبعش برای مدح این بزرگمرد الهام گرفته و تحت تاثیر مقام وی بوجود آمده است. در پایان با آرزوی خوشبختی و شادابی برای او پیامهای نیکو ارسال میکند.
ای بزرگی که ز شیرین سخنتعقل از جام نکت می نوشید
هوش مصنوعی: ای بزرگ، سخنان شیرین تو به اندازهای دلنشین و حکمتآموز است که عقل از آنها نوشیدن میآموزد.
بهتر از مدح تو کس ننویسدخوشتر از لفظ تو کس ننیوشید
هوش مصنوعی: هیچ کس به اندازه تو ستایش نمیکند و هیچ کس هم لذتبخشتر از کلام تو را نمیشنود.
چاکر از دوری درگاه تو صدرهم بجانت که ز جان بخروشید
هوش مصنوعی: از دوری از تو، چنان به شدت دلم میخواهد که حتی از جانم هم برایت فدا کنم.
مانعی هست مر او را در پیشکه بسی از پی دفعش کوشید
هوش مصنوعی: او با مانعی مواجه است که بسیاری برای از میان برداشتن آن تلاش کردهاند.
آسمان کرد نثار اختر خویشچون رهی خلعت خاصت پوشید
هوش مصنوعی: آسمان ستارهاش را به شکل هدیه به تو تقدیم کرد، همانطور که راهی برای پوشاندن خود به لباس مخصوصی انتخاب میکند.
گوهر مدح تو اندردل داشتکز مسامش همه بیرون جوشید
هوش مصنوعی: در دل گوهر ستایش تو نهفته بود که به خاطر نزدیکیش، همهچیز از آن بیرون سرریز شد.