شمارهٔ ۶۱ - برد نشابوری
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار درباره خرید لباسهای رسمی و خاص صحبت میکند که قبلاً آنها را فروخته است و حالا نیاز دارد تا دوباره آنها را بخرد. او به یک شخص خاص اشاره میکند و از او درخواست میکند که این لباسها را به او بدهد یا پولی به او عطا کند تا بتواند آنها را تهیه کند. برداشت کلی این است که شاعر به نوعی وابستگی و نیاز به حمایت اشاره دارد.
بیکی برد اشارت کردمسوی آنکس که چنونبود راد
هوش مصنوعی: به یکی اشاره کردم و او را به سوی آن شخص فرستادم که چنان بود و نیکو.
دست بربر زد و پذرفت بطبعآنچنان کز کرمش گشتم شاد
هوش مصنوعی: دست بربر به من محبت کرد و من به قدری از این لطف خوشحال شدم که احساس کردم تحت تأثیر آن قرار گرفتهام.
مدتی رفت و نکرد آنچه شنودکه مرا گشته فراموش ازیاد
هوش مصنوعی: مدتی گذشت و او نسبت به چیزهایی که شنیده بود هیچ اقدامی نکرد، و من هم از یادم رفته بود.
گفت از معدنش آرند مگرکاروان آمد و هم نفرستاد
هوش مصنوعی: اگر کاروانی بیاید و بار خود را بفرستد، میتوانند او را از معدن خود بیاورند.
من نیشابوری ازو خواسته اممگرم او یمنی خواهد داد
هوش مصنوعی: من از نیشابور درخواست کردهام، اما او ممکن است چیزی از یمن به من بدهد.