شمارهٔ ۶۰ - تشریف
هوش مصنوعی: در این متن، شاعر به یک شخص اشاره میکند و از احساس شادی که به خاطر کرامت او پیدا کرده، سخن میگوید. او از این شخص خواستهای دارد، اما متوجه میشود که آن فرد به او توجهی نکرده و فراموشش کرده است. شاعر بیان میکند که کاروانی آمده، اما خبری از پاسخ خواستهاش نیست و به نوعی ناامیدی خود را ابراز میکند. در نهایت، شاعر اشاره میکند که او از نیشابور آمده و در پی خواستهاش از شخصی دیگر است.
نشوم من ز تو خرسند بتحسینی و بسکه گر احسنت نگوئی تو چو تو صد گویند
هوش مصنوعی: من به خاطر تعریف و تمجید تو خوشحال نمیشوم، زیرا اگر تو هم چیزی نگویی، دیگران به اندازه تو حرف خواهند زد.
تو مرا لایق این خدمت تشریفی دهزانکه تحسین تهی ام دگران خود گویند
هوش مصنوعی: تو من را لایق این خدمت بزرگ میدانی، چرا که دیگران تنها به تحسین من پرداختهاند و خودشان را از این تعریف خالی کردهاند.