شمارهٔ ۸۱ - خوان خواجه
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده به جوانی میگوید که در دنیا هیچ مرد بهتری از او سراغ ندارد. او از جوان میخواهد که در خدمت کسی که دوستش دارد، تلاش کند و کارها را بهبود بخشد. جوان پاسخ میدهد که او به خوبی فکر کرده و به این نتیجه رسیده که نان بیارزش و نام نیکو بهتر است.
خواهی که نزد خواجه قبولی بود ترامنشین بخوان او برو از نان او مخور
هوش مصنوعی: اگر میخواهی نزد آقای خود مورد قبول باشی، بهتر است به او نزدیک نشوی و از کارهای او دوری کنی و به نفع خودت، از نان او بهرهمند نشوی.
ور چند گویدت تبکلف که نان بخورفرمانبر آنچه گفت و بفرمان اومخور
هوش مصنوعی: اگر کسی به تو بگوید که بیخیال باش و از زندگی لذت ببر، به حرف او گوش نکن و به دستورات او عمل نکن. بهتر است به مسئولیتهای خود توجه کنی و از دستورات صحیح پیروی کنی.
زنهار خورولیک مخور نانش زینهاروزنان طفل و بیوه بخور زان اومخور
هوش مصنوعی: هشدار، نان او را نخور، ولی از زنان و کودکان و بیوهها کمک بگیر و به آنها توجه کن.
خوانش چو خون حرام بود گرد آن مگردنانش چوجان عزیزست از جان او مخور
هوش مصنوعی: اگر خواندن چیزی باعث ایجاد فساد و حرامی میشود، به دور آن نرو. نان او، که جانش را عزیز میدارد، از جانت هم مهمتر است، پس از آن نخور.
از گوشتش همی چش وازنان اومچشاز خون او همیخور و از خوان او مخور
هوش مصنوعی: از گوشت او چیزی نخور و از خون او نیز چیزی نداشته باش. از سفرهاش هم بهرهمند نشو.