شمارهٔ ۱۱۲ - پیری
هوش مصنوعی: این شعر به انتقاد از مردم شهر سپاهان میپردازد و به ویژگیهای منفی آنان اشاره میکند. شاعر سگ را برتر از آنها میداند و به بخل و کمخوری این مردم اشاره میکند، که حتی در رفتار و اخلاق نیز کمبود دارند. در نهایت، شاعر از وضعیت ناگوار این شهر و مردمش ابراز تاسف میکند و میگوید که در این شهر نمیتوان انتظار انسانیت و فضیلت را داشت.
در آینه تا نگاه کردمیک موی سفید خویش دیدم
هوش مصنوعی: وقتی به آینه نگاه کردم، متوجه شدم که یک موی سفید از خودم دارم.
زاندیشه ضعف و بیم پیریدر آینه نیز ننگریدم
هوش مصنوعی: به خاطر ترس و نگرانی از ضعف و زوال پیری، به آینه نگاه نکردم.
امروز بشانه در ازان مویدیدم دو سه تار و برطپیدم
هوش مصنوعی: امروز در موهای خود چند تار سفیدی دیدم و این موضوع مرا اندکی نگران کرد.
شاید که خورم غم جوانیکز پیری خود خبر رسیدم
هوش مصنوعی: شاید من باید از جوانیام لذت ببرم چون به زودی متوجه پیری و محدودیتهای آن خواهم شد.
زایینه معاینه بدیدموزشانه بصد زبان شنیدم
هوش مصنوعی: با توجه به تجربهام، متوجه شدم که چیزی را دیدم و از طریق صحبتهای زیاد از دیگران دربارهاش آگاه شدم.