شمارهٔ ۱۲۳ - شکر تشریف
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده از شخصی خواستار پوستینی است تا بتواند در زمستان از آن استفاده کند. او به حرمت این درخواست اشاره میکند و میگوید که همانطور که پوستین در تابستان حرمت دارد، باید به خواستهاش احترام گذاشته شود. در نهایت تاکید میکند که قبل از آنکه دیگران نیز درخواست پوستین کنند، باید او آن را دریافت کند.
دوستی دی بر من آمده بوددوستی بس ظریف و بس موزون
هوش مصنوعی: دوستی در روز دوم دی به سراغ من آمد، دوستی که بسیار لطیف و خوش آهنگ بود.
پیش بنهاد دفتر شعرمکرد ازو نقدها همه بیرون
هوش مصنوعی: دفتر شعرم را به او نشان دادم و تمام نقدهایش را از آن خارج کرد.
گفت آراستست دیوانتبهمه نوع شعر گوناگون
هوش مصنوعی: او گفت که مجموعه اشعار تو به تمامی انواع شعر زیبا و مرتب است.
بغزلهای همچو آب روانبمدیح چو لؤلؤ مکنون
هوش مصنوعی: در شعرهایی که مانند آب روان هستند، درباره ی مدح و ستایش چیزی مانند لؤلؤی پنهان صحبت نکن.
بمراثی و قطعه و تشبیبوان دوبیتی که خود چگویم چون
هوش مصنوعی: من در مورد مراثی و قطعه و تشبیب صحبت میکنم و همچنین در مورد دو بیتیهایی که خودم میگویم، توضیح میدهم.
شکر تشریف چون نمی بینمباز گو شرح آن مرا اکنون
هوش مصنوعی: چرا که نمیتوانم زیبایی و شکوهی که در وجودت هست را ببینم، لطفا دوباره دربارهاش برایم بگو تا بیشتر درک کنم.
گفتم احسنت نیک فرمودیزیر آهن هست نکته مضمون
هوش مصنوعی: من به تو گفتم که خوب گفتی، زیرا زیر ظاهری سخت یک نکته مهم و زیبا نهفته است.
من چو از کس نیافتم تشریفشکر چون گویم ای ... نت ... بون
هوش مصنوعی: وقتی از کسی هیچ کمکی نمییابم و حالتی شکرگزاری در من وجود ندارد، چگونه میتوانم بگویم که فلان چیز وجود دارد؟