تناجی
جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی

شمارهٔ ۱۳۴ - شیشه می

برف آمد و راه ما ببستستبی می سردست تا بخانه
فضلی کن و اینزمان بفرمایک شیشه می از شرابخانه
زان خم نه که پار داده بودیکان بود ز چاه آب خانه