شمارهٔ ۱۴۲ - دوری
هوش مصنوعی: این شعر از زبان یک حاسد بیان میکند که او به خداوند میگوید که چرا باید به دیگران حسادت ورزد در حالی که خداوند ذاتاً بینیاز از خواب، غذا، فرزند و مکان است. حاسد میگوید اگر بداند که چگونه به وجود خدا نزدیک شود، دیگر کسی را در جایگاه او نمیبیند. به عبارتی، او به دنبال راهی است تا از حسادت خود رها شود و به حقیقت الهی نزدیکتر گردد.
بخدائی که پس از طاعت اونیست چون خدمت تو بندگیی
هوش مصنوعی: به خدایی که بعد از انجام فرمان او هیچ کسی به اندازه تو را بندگی نمیکند.
که مرا بیتوهمه جمع شدستهر کجا بود پراکندگیی
هوش مصنوعی: هر کجا که پراکندگی و تنهایی وجود داشته، اکنون من در آنجا جمع شدهام و دیگر در آن حالت نیستم.
بی تو از زندگی خود خجلمورچه خود نیست چنان زندگیی
هوش مصنوعی: بدون تو از زندگیام شرمسارم، حتی اگر زندگیام به خودی خود ارزشی نداشته باشد.