شمارهٔ ۱۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلدادگی است. شاعر از لذتهای عشق و فدای جان در راه محبوب میگوید. او تأکید میکند که حتی درد و جدایی از معشوق هم به نوعی لذتبخش است. همچنین اشاره به زیباییهای عشق دارد و بیان میکند که اگر عشق به کفر هم نزدیک باشد، باز هم دلانگیز است. در نهایت، شاعر در مورد ارزش و اهمیت محبوب خود صحبت میکند و میگوید که دیدن محبوب همچون بوسهای شیرین و دلفریب است.
عشقبازی با چو تو یاری خوشستجان فدا کردن ترا کاری خوشست
هوش مصنوعی: دوستی و عشق با کسی مانند تو بسیار دلپذیر است و فدای تو شدن هم برایم کاری لذتبخش است.
عاشقی گر خود همه درد دلستدرد دل از چونتو دلداری خوشست
هوش مصنوعی: عاشقی اگر تمامش پر از غم و درد باشد، اما اینکه کسی مثل تو دلدار باشد، دلتنگیها را شیرین میکند.
بست خورشید از تو زناری ز کفرگر همه کفرست زناری خوشست
هوش مصنوعی: اگر وجود تو مانند خورشید باشد، حتی اگر به کفر نیز پیوند بخورد، آن کفر هم زیبا و دلنشین است.
گفتم از هجر تو جانم رفت گفتگو بدوزخ نار تو ناری خوشست
هوش مصنوعی: گفتم که به خاطر دوری تو جانم در حال زوال است، او پاسخ داد که در آتش دوزخ، آتش تو بسیار دلپذیرتر است.
گوید آری چون بخواهم بوسهگر دروغست ارنه این آری خوشست
هوش مصنوعی: اگر بگویم بوسهای بده، اگرچه این حرفی دروغین باشد، اما حقیقتاً این درخواست خوشایند است.
گفتمش دل باز ده گفتا کدامخشک ریشه چونتو طراری خوشست
هوش مصنوعی: به او گفتم که دل خود را باز کن و به من بده، اما او پاسخ داد که کدام درخت خشک و بیثمر مانند تو، خوشی و زیبایی دارد؟