شمارهٔ ۲۲
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات شاعر نسبت به معشوقش اشاره دارد. شاعر میگوید که حال امروز معشوقش متفاوت است و با او صحبت نمیکند. او از دوری و بیرحمی معشوقش ناراحت است و به یاد بوسهای که خواسته، میگوید که آن بوسه دریغ شده و دلش شاد نیست. همچنین، شاعر به این نکته اشاره میکند که هیچکس نمیتواند به شادی برسد اگر با غم او در ارتباط باشد. در کل، شعر احساس غم و ناامیدی شاعر را در مواجهه با معشوقش بیان میکند.
امروز بتم بطبع خود نیستبا ما سخنش بنیک و بد نیست
هوش مصنوعی: امروز بت من مطابق با طبیعت خودش نیست و سخنانش نه خوب است و نه بد.
دلبر ز برم براند و آن کیستکانداخته چنین لگد نیست
هوش مصنوعی: عشق و محبوب من به راحتی از کنار من میگذرد و هرگز چنین بیاعتنایی را از هیچکس دیگری ندیدهام.
یکبوسه ازو بخواستم گفتبس دل که درو بسی خرد نیست
هوش مصنوعی: از او یک بوسه خواستم، اما او گفت: نگو، چون دل من آنقدر شکسته و خرد شده که جای این کار نیست.
کوچک دهنش بدید نتوانچون بوسه دهم برانکه خود نیست
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده که هرچقدر هم که کوچک یا کمسروصدا باشد، نمیتوان به او بوسهای داد، چون او خودش وجود ندارد یا حضوری ندارد.
هرگز ندهد نشان ز شادیهرکو بغم تو نامزد نیست
هوش مصنوعی: هیچکس که به خاطر غم تو دلی شاد ندارد، شایستهی دوستی و آشنایی با تو نیست.